|
ادعآ میکننــد.. ادعای خیـــلی چیزاهآ را می کــــنند.. خودشآن همــ ـ میدانند که آنچه ادعا میکننــــ ـد نیستند... اما .. به روی خــ ـودشآن نمیآورند وکـــ ـسی هم نمیتوانــد حرفی بزند...!
سآم علِیــــــــــــ ـکـ :دی شرمندهـ دیر میآم درگیر مـــدیم دگـ...! چقدمـ ـ شماهآ منتظر بودین من بیآم...:-" :دی 4شنــبه امتحآن امور دآرم فردآ تعطیلم برآ همین اومــ ـدم فکـ نکین من درس نمیخونمآااااا....!!!!:-" ساعت 9 رسیـــــدم خونه تا 10 حمومـ ـ بودم:-" از 10ام خوابیـــ ـدم تا3 :دی بعدشم ناهآر خوردم و الآن 3ساعته پآ نتم:دی خبرآ زیادهـ اول کدومشو بگـــم...؟: از آخرین آپم تا حآلا دویآر "سبزهـ" رو دیدم:Xx بَببببببببببببعد... یآدتونه گفتم میخآن بفرستنمون اونور....؟ (البته من دوسآله سیریش شــــدم که برم اونور:-") قرآره ایشششششالآ شهریور برم:دی :-" هوووووووووورا بلـــــخره.. :دی سومین خبــــر این که بآ اون دختـــ ـره(درنآ)cuT کردیمـ ـ... (راحـ ـ ـت شدم:-") :دی حالآ توضیــ میدم چـــ ـرآ...!!! چهآرمین خبرم اگـــه رفتنم قطعی شه میخآمـ ـ گوود بآِی پآرتی بگیرم:دی همتون دعوتین:-" محض اطلآع از اونجآیی که همه می پرســ ـن بگم قرآره سوممو این تآبستون بخونم (یَنی جهشی بخونم) حالآ همه نمیدونن میخآم برم فقطــ ب چن نفــ ـر گفتم تا قطعی شهـ...! (یَنی من کـ حتما میرم منتهی دیرو زود دآرهـ دیگهـ:دی) وقتی ب سمآ گفتم فُشَم دآد:دی من:زَن....؟!(مخفف زندآداش) سمآ:جآنم..؟ -ی نقشه هآی شومی کشیدم(قضیه دآره)...میخآم شهریور برم اونورر(ترکیه)..:دی -خفه ه ه شووو....گُه خوردی.. -زن اگه پآرتی بگیرم بابآت میذارهـ بیآی دیگه...؟! -آره خوب ولی تو اصن قرآر نیس بری که پآرتی بگیری... -اِاااا!زن..! -خفه شوووو چقد تو عوضییـ... -باو برآ چیـ...؟ -خو بیشووور دلمـ ـ برات تنگـ میشه!(عززززیزم:Xx) بآو خو اونجام برم بآز ز میزنم...دعوت نامه میفرستم تو میآی... -نخیر...گُه خوردی من که نمیآم... -:/ -اصن نفرین میکنمـ کآرِتون جوور نشه..! :))) حآلا این وآخر دیگه رآضی شـــ ـد گف دعآ میکنم کآرتون جور شه...! :دی ز زدم ب سآحلم گفتم ناناحن شـــ ـد..عزیزززم! اون کـ عوضیه میگه تآبستونآ میآم تِلپ میشم خونتون:دی =)))) حآلا چن تا خونه پیدآ کردم تو نت ب مآم نشوون دآدم میگه ه: -اَه ه ه ه...رآسی اونآ توالتآشون فرنگیه من نمیتونم رو فرنگی بشیــ ـنم =))) همه چیـ حل شدهـ فقط توآلت فرنگی مونده=))) خیلی بآحاله مامانم طی تحقیقآت جدید فهمستیم کـ در ترکیه نیــز توآلت ایرانی یآفت میشود=)) +تورو خدآ دعآ کنیـــــد شهریور برَم... توروووووووو خدآآآآآ.... +ادآمه مطلبـ رمز دآره...ب هر کسی نمیدم...سُری خصوصیهـ....! +وآآاااای عشقم ساحل تصآدفـ کردهـ...حآلش خوبه ولی با عصا را میرهـ :-s دعآ کنید اونم زودتــــر خوب شه...! + 2013 مبآرکــ...! +امــــروز تولد مآمانمه ه ه ه ه تولدش مبآرکـ:Xx +سریآل جدید بِرَن(همون سمَرِ خودتون):xX این 5شنبــــه قسمت اولشه ه ه ه !:دی +beFore 2012 ends,speak about your love with some one that youR love! please don't start your new year without him or her! +ب سلآمتی رفیقی که میآد سرخاکم،نمیتونمـ جلوی پآهاش بلــند شم امآ خوشحآلم ک خآکـ زیر پآشم! +هیچکـــ ـی مانع تو برآی رسیدن ب هدف نیست...جز خودت...!فقط ب کآری کـ میخآی بکنی ایمآن داشته بآش.."من" +تو یآدت نیســت ولی من خوب ب خآطر دآرم که برآی داشتنت دلی به دریآ زدم که از آب واهــمه دآشت..!:/ +من برآی متنفر بودن از کسآنی که از من متنفرند وقتی ندآرم،زیرا من گرفتـــار دوست دآشتن کسآنی هستم که مرآ دوست دارند:xX
هییه... خوبین...؟ سرم شلوغه...:/ زیآد نمیام... فقط اومدم خبرآرو بدم... زنگیدم ب شقآیق...قرار شده آخر هفته بریم بیرون:) مــ ـد خیلی خوش میگذره... بچه هآمون خیلی باحالن:)) 2شنبه ی پیش بچه هامونو + درنا برده بودن راهیان نوررر... من نرفتم:دی ننم نذاش...گفـ میری میمیری بی آرزو میمونیم:/ منم گفتم خوبه کـ خرجتون کم میشه(وآلا..!تو این گرونی همه دعآ میکنن بمیرن) دیگه...منم گفتم حآلا ک نمیذاری برم منم نمیرم مد:دی هفته ی پیش 3 روز بیشتر نرفتم مــ ـد.. 2شنبـ .4شنبـ رو پیچوندم:دی :-" اتفاقآی جالبی میوفته این اواخـ ـر.. هرچی خآب میبینم فرداش اتفاق میوفته... هر وق حس بدی دآرم همون موقه ی اتفاق بدی میوفته...:O چه خبـ ـره آیا..؟ آیا من دارم تبدیل میشم...:؟؟ ی چیزیش خوبه کـ اگه نسبت به ی کاری حس بدی داشته بآشم انجامش نمیدم:دی بچه هآ میگن تو چرا دوس پسر نداری..؟"میگم پسرآ همه شون عوضین:/" الکی میگم من به جآی اینکه ی کآری رو انجام بدم ترجیح میدم بشینم ببینم اونآیی که دارن این کآرو میکنن آخرشون چیـ ـ میشه...؟!:دی :-" (چهـ عوضیم=))) ینی خو دوستام همه دارن دیگهـ..هیچم بهشون حال نمیده همشم غصه میخورن... تآزه باس کلی قایم موشکـ بازی درآری که مامانه نفهمه... بد اگه بفهمه کـ هیچی... تآزه من همینجوریش ب زور درس میخونم چ برسه...:دی خودمو میشنآسم دیگه... +مملکتِ من تنها جآییه کـ اگه ی نفر بمیره میگن"مرد راحت شد":/ هه +تصمیم گرفتم با دوستای دخترم یکم با فآصله باشم..حتی با اونآیی کـ چن سآله باهاشون صمیمیم... چون هیچکی جنبهـ شو ندآره بخآی ب بهترین شکل ممکن بآهاش دوستی کنیـ..."ا رو تجربه میگم" +دلم برآآآ ی نفــــــــــــــــــــــــــر خیـــــــــــــلی تنگیده:(( اونقد کـ نمیتونی فکرشو کنی...! +حس هنــ ـرم زده بیرون:دی دآرم طراحی لباس میکنمـ ـ....آخر هفتم میخآم برم وسایل نقاشی بخرم تابلو بکشـ ـم و پآرچه بخرم لبآس بدوزم...!چ هنرمندیم واسه خودم.. +بآبام دارهـ دنبال ی راهی میگرده ا شر مآ(من و آبجیم) خلاص شه:-s میخآد بفرستتمون اون ور(هه..تو خآب ببینه:دی)رآهنمایی کنید ثواب دآره... +دوس دآرم اونقد پولدآرم شم که بتونم بهترین زندگی رو واسه اونآیی واسم زحمت کشدین بسازم:)و میسآزم...شاعر میگهـ خآستن توانستن است:))
سلـــامD: خیلی وقتـ بود نبودم...ببخشــ ــد..درسامون خیلی سنگینه! رفتم حسآبداری:دی بادرنا... حال میدهـ مد امسال بچه هامون خیلی باحالن تو همون هفته اول با همشون دوس شدیمـ ـ:-" +رویــ ـا پردازی رو دوس دارمـــ ـ...چون اونجا همه چی رو براهه...:اcopy:fb beren saat +همونآیی که بهشون اعتماد دآریم یاد میدن ب مآ...که نباید ب کسی اعتمآد کنیم..:اcopy:fb beren saat +اتفآقایی هس که بآس بیوفته شاید آدما دوس نداشته باشن...شقایق...عزیزمـ ـ...تسلیت... +چقــ ـد بده دودلی... چقد بدهـ دوستتو بعد سآلها میشناسی و میفهمی اونی که فکــ ـ میکردی نبودهـ... چقد بده حس تنفر... +روزگاآآر....ک.ی.رم دهنت..:/
چه خوش میگذرهـ=))) دیرو سمآ زنگید گفـ آوا اومــ ـده اینجا گمشو بریم 4 تایی بیرون... منم ب ننهه گفتم...اول قبول نکــ ـرد:( گفـ نه منم میآم شما 4تا دختـر تنها میخآید برید سلسبیل که چیـ..؟ خلاصه به هــ ـزار بدبختی راضیش کردم گذاشته تنهایی بریمـ... مام شآد شآد پاشدیم رفتیمـ بستنی خوردیم:دی یه پیــ ـرزنه ام وایساده بود اونجا بهـ آوا گفـ برا منم بستنی بخرید...:( بیچارهـ...ولی ازش خوشم نیومد وگرنه براش میخریدم... به هــ ـرکی رد میشد میگفـ هیشکیم برآش نمیخرید=))) آخر خود صاحب مغازه بهش مجآنی داد:دی چه خوشــ ـم اومد از پسره:-" حالا گشآد گشآد نشستیم سما برامون 6 تومن بستنی خرید مثِ خر خوردیم:))) بعد رفیتم پاساژ سبزهـ:-"(حالا خوبه ننم قبلش گفته بود تا اونجا نـ ـرید) من میخواستم ی چیزی بخرم کهـ گف تموم کردم:دی آوام میخوآس واسه ترکیه مآیو بخره... بیییجـــ ـور..:-w نمیدونم فکـ کنم امرو قرار بود برن... گفتم تو رو خدا منمـ ببرید:)))گفـ بیشین بآو=))) بعدشم دیگه اونآ رفتن منم با مآمآنم 2باره رفتیم اونور من چیز میز بخرمـ سبزه رو دیدم:-" الهی... وقتی دیدمش دهنــ ـم وآ موند دو ساعت ب مآم میگم مآمان سبزهـ سبزه.. اومدیم اینور تازه میگه سبزهـ کیه:-w بعدن نشونش دآدم میگه"اَه ه ه ه ه....چقــ ـد زشته!"نظر لطفتونه=))) رفیتم قلیون قیمتـ کردیم گف 25 تومن نشستیم سر جآمون:دی اینجوریآ دگـ خوش گذش جاتون خالی +نگآر گفـ فونتمــ ـو درشت کنم:) +امروزم دآریم میریمـ سینماD: کی میآد..؟ +بچه هــ ـا میخآیم کارامونو جور کنیم بعد اینکه دبیرستانمـ ـو تموم کردم بریم ترکیه..کلن اونجا زندگی کنیم... تو نت نوشته فقطـ ـ از طریق ثبت شرکت میتونید اقامت بگیرید...مآم میگه سر کاری باشه چیـ...؟:( کسی اطلاعی دآره آیا..؟ کمکـ کنید:-s +مدرسهـ هام داره وا میشه...خوشحام...برآ اولین بار... دوستون دآرم مآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآچ:-*
سیییییییییییییلااام:دی بچهـ ها خیلی شآدم...معلـــ ـومه...؟:-" منم نمیدونم چــ ـرا....:دی دوشنبهـ بابآم 50 تومنمـــــو دآد من:خر کیفـ همون روزمـ رفتیم بیرون هـــرچی دسم اومد خریدم D: دیروزمـ که رفته بودیم خونه سمآنه اینا...خیلی حآل داد جاتون خآلی انقدهـ خندیدیم:)) سمآی خل مثلآ نشسته بود گیتآر بزنه...بلدم نبود...انقدـ بهش خندیدم:دی بعدشم کهـ ناخون بندهـ ا وسط توسطـــ سمانه بیشــــور نصفـ شد...:( خون میچکید همینجوریـ...:-اِس و من و سمآ دیرو ب این نتیجهـ رسیدیم که سمآنه اینا چقـــــــــــــــــــــد پولدارن...! کثافتـ گوشی خریده 750 تومن... عجبـ گوشییهـD: خلآصه اینجوریآ دگ... +بعد از قرن هآ ما رفتیم ی جآیی.. +عکسآ رمــــز داره بهـ پسرآم دادهـ نمیشه:دی(شرمندهـ) +افکـــآر سرشار از عشق شکستـ نآپذیر خوآهند بود...."کتآبِ راز" +گوشیهـ سمآنه بیشوووور:دی
واااااااااااااااای خدا... اه چقـــــــــــــــــــــد ماه رمضون بد میگذره...همش تو خونهـ ایم... از شنبه تا حالا پامـو از خونه بیرون نذاشتم...دارم میترکمـ تو خونه... کسی دوس دآره بیاد منــــو ببره بیرون...؟ دوس داشتید بگیـــ ـد من کـ پایم.... دوس دآرم برمـ شمآل... دلم هوای شمآلو کردهـ... ولی کیه که ببره....؟ والا +هر کی خواس ببرتمـ(ترجیحا خانومـ) خبر بده... +عاااشقِ این آهنگمـ
میدونید....؟ تو امتحانا کهـ رفته بودیم سلسبیل سبزهـ رو دیدم... D: انقـ ـد هیجان زده شدم وقتی دیدمش...! وایستاده بود جلو بانکـ... با دوستاش.... قیافش فرقت نکرده بود...فقـ ط موهاشو زده بود.. دیگهـ از ذوق زیادیـ همون موقه زنگیدمـ به سما... (خر کیفی) چته...؟ زَن ن ن ن .... چیهـ...؟ سبزهـ رو دیدمـ... الهی...(اون از منـ بیشتر ذوق زده شـ ـده) بسه دیگهـ..اِ اِ اِ... اوکیـ...چیزی شد خبـ ـر بده.. باشهـ ..بآی رفتیم پآیین از اون ور خیابون برگشتیمـ بالآ... ب مآم گفتم بستنی میخآم.. منو و پریسام وایساده بودیمـ بغل بستنی فروشیهـ که یهو سر و کلش پیدآ شد ...منمـ پررو پررو زُل زدهـ بودم تو چشاش... اونم هِی یه قدم ـ میرفت بد برمیگشت منو نگا میکرد... کهـ من بیخیآل شدمو اونم یهـ لحظه وایستاد میخآس برگرده کهـ دید من دگـ نگا نمیکنم رفت... پریسآ میگهـ خاک تو سرت اگه یه ذره دگـ نگاش میکردی شمآره میدآد... (حالا انگار من محتاج شمآرهـ اونم) حالآ اومدمـ خونه زنگیدمـ به همهـ خبر دادم... سآحل میگه احتمالا سربازه... 2 باره میره سربازی یه 4 ماهیـ نمیبینیش(ممنون از اینـ همه دلداری) درنآم که حرص میخورد چـ ـرا شمآره نگرفتم... +میخآم ی اعترافیـ کنم...."وقتی دیدمش هیچ حسی نداشتمـ" +عاشق یکیمـ که میدونم بهش نمیرسم....نمیتونمـ بگم کیه....تا حالا به هیچکیـ نگفتم.... + =)))) سرچ کردم سبزهـ این اومد: +میخآم سگـ بخرم...کسی میدونه کجآ میفروشن آیا..؟؟!
وااااااااااااااااای کهـ تابستون چه خوشی میگذره..! خیلی دوس دارمـ تابستونو نوموخوام تمومـ شـــــــــــــــــــــــــــه.....:( تو این مدتـ خیلی دنبال کــ ـار میگشتم مامانرو جــر داده بودم هِِی میگفتم بــ ـرو همشهری بخر=)))) آخه بابام هی متلکـ مینداخت کهـ خرجت خیلیـ زیاده برو ســر کارو ا این حرفا! ولی کو کـ ـار...؟ خلاصه آخر سر خودمـ پیشنهاد دادمـ که ماهی 50 تومن بمـ بدن دگـ هرچی خاسمـ با اون بخـــ ـرم.... اِاِای ی ی... 12 همـ ازشون 50 تومن گرفتمـ با امضا وقـ ـرار داد=))) الآن 18همهـ هیچی ندارمـ ... اَه چقـ ـد این ماه دیر میگذره...:( بابا خوب نمیرسه...شمآ بگید دگـ 50 تومن به کجای منـ میرسه...؟ همه چیم کهـ ماشآلا گرون شده...بعد ظری رفتمـ یه REXONA خریدمـ....5 تومن...؟! بگذریم.... 4 شنبهـ هفته پیش رفته بودیم مروی بعد خوب فرداشمـ عید بود دگـ..شربتو شیرینیـ میدادن انقد با پریسا(خواهرمـ)خندیدیم...یارو 2 تا شربت با1 شیرنی ورداشتهـ بود یه شربتو خالی خورد یکیشمـ ذخیره کرده با شیرنیه بخورهـ !=)))) یعنی مَردممون جذابنا!!! بعد ظرش رفته بودیمـ فروشگاه بعد ا این آهنگ جذاباشون هس که واسهـ مولودی ایناس از اونا گذاشتهـ بودن من و پریسام نمیتونستیم جلو خودمونو بگیریمـ یه قرکی میدادیمـ اونجاهآ که خلوت بود... میدونستیم دوربین داره ولی نمیدونستیمـ تو یه lcd اندازه کلهـ خر وسط فروشگاه دآره پخش میشهـ که.... ی یاروَم کهـ نشستهـ بود درست جلو lcd یهـ...موقعی کهـ مارو دید خندش گرفتـ...=)))) آبرومون رف=))) 5شنبهـ ام دختر عموم زنگید گفـ گمشید بیاید بریمـ مروی من کارتـ گرفتم امروز قرعه کشیشه! از ساعت 3 تا5 بود...بهنوش بختیاری و پوریا پورسرخمـ اورده بودن... بهنوش میکروفونش خرابـ بود صدا نمیومـــد بعد یِ پسره گف از بس عمل کردهـ نمیتونه حرف بزنهـ=))) بعدشم پوریا کهـ من اصن ازش خوشم نمیآدو اوردن..اَی ی ی...تیپ صورتی زده بود=& دختر عموم خیلیـ دوسش داره مآم هی اذیتش میکردیمـ میگفتیم چشاش چپه...!انقد حرص میخورد=)) از اونجا رفتیم خونشون حاضر شدنـ رفتیم برج میلاد... برنامه داشتن واسهـ عید...باحال بود خوش گذشت...دَف میزدن منو پریم میرقصیدیمـ ـ... عکسم انداختیم حالا بعدا میذارمـ... مردمم مث این ندید بدیدا(البتهـ اکثرشون شهرستانی بودن)میرفتن وای مستادن پای برج پول مدادنـ اون یارو عکسشونو مینداخت... بنده خداهآ فکـ میکردن اومدن برج ایفل... آخِی...یه گروه کر ولالم اومدهـ بودن برنامه اجرا میکردن...انخده دلمـ سوختـ.... حالا تو اون هیر و ویر درنا اس داده:-کجایی..؟ -برج میلآد -اونجا دگـ چی کار میکنی...؟ =)))) بعدش سمآ اس داده: -آره ما اینجا اُملت بخوریم تو برو برجـ میلاد=))) آتیش بازیم کردن.... خیلی باحال بود! اینطوریا دگـ...خوش گذشت جاتون خالی ساعتـ 1 اومدیمـ خونه.... +خیلی وقت بود آپ نکردهـ بودم آیا...؟! +ماه دگـ میخام برمـ بالای برج میلآد ناقابل میشهـ 26 تومن...هر کیـ پایس بگه باهمـ بریم +فدای همتون بوووووووووووس مآآآآآآآآآآآآآآآآچ
وااااااااااااای کهـ چقـ ـد دلم واستون تنگـ شده بود... دیروز آخرین امتحانمــــو دادم چهـ حس خوبیهـ آزادیه... وقتی میامـ خونه دیگهـ مامانم نمیتونهـ سرم غر بزنه بگهـ پاشو درساتو بخون...:دی به به =)))) سرخوشم یکشنبهـ هفته دیگهـ کارنامه میدن.. واای من از الآن استرس دارمـ خدا رحم کنه!!!!!!!! دگـ... همین دگ..فقط خواستمـ بدونین چقـ ـد دلم تنگولیده بود واستون عاااااااااااشقتونم:-*
|
mY abOut![]()
یه آدمـ ـ مثِ همه...یِ رو اومـ ـدم تو این دینایـ.... Archivesدی 1391مهر 1391 شهریور 1391 مرداد 1391 تیر 1391 خرداد 1391 اردیبهشت 1391 فروردین 1391 اسفند 1390 بهمن 1390 دی 1390 آذر 1390 آبان 1390 مهر 1390 شهریور 1390 Links
zandadaSh:X
خاطــرات دو عقبـ مانده!... |